على ربانى گلپايگانى

326

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

اما امكان بالغير ، محال است ، زيرا ما هرگاه ممكن بالغير را فرض نمائيم ، اين ممكن در ذات خود يا واجب بالذات است يا ممتنع بالذات و يا ممكن بالذات ، زيرا مواد منحصر در همين سه قسم است ، و قسم اول و دوّم ( وجوب بالذات ، امتناع بالذات ) ، موجب انقلاب در ذات ماهيت مىباشد ، ( زيرا ماهيتى كه در ذات خود ممتنع يا واجب است در صورتى ممكن بالغير خواهد بود كه وصف وجوب ذاتى و امتناع ذاتى از آن گرفته شود ، زيرا ماهيتى كه بالذات واجب يا ممتنع است ، محال

--> - آنگاه مثال ديگرى را يادآور شده‌اند . آن مقايسه واجب بالذات با ممكن بالذات معدوم است ، كه برخى از شرائط وجود او تحقق نيافته و موجود نگرديده است ، و در اين صورت واجب بالذات جزء علت آن است نه علت تامهء آن ، و در نتيجه سبب وجوب وجود آن ممكن نمىگردد ( نهاية الحكمه ، مرحله چهارم ، فصل دوم ) : نكته‌اى كه مىتوان در وجه جمع ميان كلام صدر المتألهين و مصنف علامه بيان كرد ، اين است كه بگوئيم : هرگاه روابط نزديك موجودات امكانى را در نظر آوريم ، برخى از آنها با برخى ديگر هيچگونه عليت و معلوليتى ندارند ، و معلول علت ثالث هم نيستند ، ولى اگر نظام امكانى را به صورت يك واحد يكپارچه در نظر آوريم . همگى مستند به آفريدگار يكتا بوده و معلول يك علت مىباشند . مصنف ( ره ) در تعاليق خود بر اسفار در اين‌باره كلامى دارد كه يادآور مىشويم : موجود امكانى را دو گونه مىتوان اعتبار و ملاحظه نمود : 1 - به عنوان ماهيتى موجود ، منفصل و جداى از ماهيات ديگر ، و در اين صورت وقتى او را به واجب تعالى نسبت مىدهيم ، ساير پديده‌هايى كه در پيدايش او تأثير دارند ، علل و شرائط و معدات اويند ، و مجموع اين معدات و شرايط همراه با واجب تعالى علت تامه وجود او بشمار مىرود . و بحثهاى فلسفى مگر اندكى از آنها مبتنى بر همين اعتبار است ، لازمه اين اعتبار اين است كه ممكن فقط در مقايسه با علت تامه خود يا در مقايسه با آنچه جزء علت تامه او است متصف به وجوب بالقياس مىگردد ، ولى نسبت به ساير موجودات به امكان بالقياس متصف خواهد شد ، ( و اين همان است كه در كلام صدر المتألهين آمده است ) . ( 2 ) - او را به عنوان موجودى مرتبط با ساير موجودات مطالعه نمائيم ، به گونه‌اى كه بدون تحقق آنها موجود نمىگردد ، و در اين صورت وجود او به همه موجودات ديگر در سلسله طوليه و عرضيه نظام وجود ، مرتبط و وابسته است و ايجاد آن به منزله ايجاد همهء آن موجودات است ، و در اين صورت واجب الوجود ( به تنهايى ) علت تامهء آن بشمار مىرود . ( اين همان كلامى است كه مصنف ( ره ) در نهاية الحكمه بيان فرموده است ) . [ اسفار ، ج 1 ، ص 159 ] .